🗯️
15 words

Common idioms

Everyday English expressions and what they mean.

معنی:وقتی فضا سرد یا ناآشنا است، با یک گپ یا شوخی صحبت را آغاز کنید تا مردم راحت شوند. مثلاً در یک محفل با کسانی که نمی‌شناسید.
معنی:یعنی کاری خیلی آسان و بدون زحمت بود، مانند خوردن یک تکه کیک. برای کارهای ساده استفاده می‌شود.
معنی:یعنی سفر یا حرکت را شروع کنیم و از جایی برویم. معمولاً وقتی وقت رفتن رسیده می‌گویند.
معنی:یک طریقه مودبانه برای گفتن «کمی مریض هستم». معمولاً برای سرماخوردگی یا کسالت خفیف به‌کار می‌رود.
معنی:یعنی چیزی بسیار قیمت یا گران بود، طوری که گویا دست و پای آدم را گرفت. برای خریدهای خیلی گران استفاده می‌شود.
معنی:یعنی کاری که خیلی کم و به‌ندرت اتفاق می‌افتد. مثلاً وقتی یک دوست خیلی کم به دیدن شما می‌آید.
معنی:یعنی یک راز را — معمولاً اشتباهی یا قبل از وقتش — برای کسی فاش کردن. مثلاً قبل از یک سرپرایز.
معنی:یعنی به‌طور جدی شروع به درس خواندن کردن، معمولاً قبل از امتحان. مخصوص شاگردان و محصلین.
معنی:یعنی کار امروز را تمام کنیم و برویم استراحت کنیم. معمولاً در آخر روز کاری گفته می‌شود.
معنی:یعنی همه یک چیز را به یک شکل می‌فهمند و توافق دارند. در جلسات و کار گروهی زیاد استفاده می‌شود.
معنی:یعنی به‌شوخی کسی را فریب دادن یا سر به سرش گذاشتن، بدون قصد بد. مثل «جدی نگیر، شوخی کردم».
معنی:یعنی یک کار سخت یا ناخوشایند را با شجاعت قبول کردن و انجام دادن. وقتی چاره‌ای جز روبه‌رو شدن نیست.
معنی:یعنی پلان یا کار شکست خورد و باید از اول شروع کنیم. وقتی تلاش‌ها بی‌نتیجه می‌ماند.
معنی:وقتی در باره کسی گپ می‌زنید و همان لحظه او پیدا می‌شود، این را می‌گویند. در دری مشابه «حلال‌زاده است» است.
معنی:یعنی اگر کاری را دیر هم انجام دهید، بهتر است از اینکه هرگز انجام ندهید. برای تشویق به انجام کار حتی با تاخیر.
💬
Now try sentences for Common idioms
Listen, build, match, and run mini dialogues.
→
Jump to another topic